تیر
۲۰
۱۳۹۲

زايمان

نظريه های جديد بر اين اصل استوار است که جنين
کنترل بيشتری بر طول آبستنی دارد و مادر،  زمان تولد را
فقط برای مدت خيلی محدودی مي تواند تحت تأثير قرار
دهد.
مهمترين جزء زايمان عضلات رحمي مي باشند و فرق
فيزيولوژيک اساسی بين آبستنی و زايمان، آزاد شدن
قدرت انقباضی ميومتريوم است . عواملی که در اين
دگرگونی دخالت دارند عصبی، هورمونی و مکانيکی هستند.
از عوامل هورمونی و از همه مهمتر، وارونه شدن
مکانيسمهايی که برای ادامه آبستنی لازم (مخصوصاً
برداشته شدن و مهار پروژسترون) است.
آبستنیهای طولانی معمولاً با حالات غير طبيعی مغز و
غده فوق کليوی جنين مرتبط است.
پس نتيجه گيری شده که جنين عامل مهم و اصلی کنترل
زمان زايمان است.
مکانيسم زايمان:
ظرف 20 تا 25 روز آخر آبستنی، غلظت کورتيزول
خون جنين سريعا افزايش مي يابد و 2 تا 3 روز قبل از
تولد به حداکثر مي رسد و بعد از آن ( 7 تا 10 روز بعد
از زايمان) کاهش مي يابد.
منبع افزايش کورتيزول خون جنين، غدد فوق کليوی
است.
زياد شدن کورتيزول جنين باعث توليد شدن پروژسترون
مي شود که  در جفت به استروژن تبديل شود.
نتيجه اين افزايش استروژن در جريان خون سه
تغيير است:
اول: استروژﻧﻬا اثر مستقيم در عضلات رحم (ميومتر )
دارند و واکنش آنرا به اکسی توسين زياد مي کنند.
دوم: با تغيير ساختمان الياف کلاژن، باعث نرم شدن
گردن رحم مي شوند.
سوم: استروژﻧﻬا در مجموعه کوتيلدون  کارنکل اثر
کرده،  باعث سنتز و آزاد شدن پروستاگلاندين مي شوند.
عمل سنتز و آزاد شدن پروستاگلاندين از
ميومتريوم، با عمل اکسی توسين تحريک مکانيکی مهبل
همزمان مي شود.
در رحم دو نوع پروستاگلاندين ساخته مي شود:
(A 2α در آندومتريوم و هنگام دفع جنين PGF
پروستاسيکلين) در ميومتريوم ) PGI2 (B
پروستاگلاندين ها در شرو ع زايمان نقش اساسی
دارند.
کارهای که پروستاگلاندين ها انجام مي دهند عبارتند
از:
1) باعث انقباض عضلات صاف مي شوند.
2) کلاژن گردن رحم را نرم مي کنند.
در عضلات صاف فضاهای خاصی به نام (اتصال يا
فاصله) به وجود مي آيد و به اين ترتيب عبور نوساﻧﻬای
الکتريکی را ممکن ساخته و انقباضات هماهنگ را ايجاد
مي کنند.
پروستاگلاندين را عامل محرک داخلی سلولهای عضلات
صاف مي دانند و به همين دليل آزاد شدن آن در شروع
انقباضات ميومتريوم مهم است . اثر اين انقباضات،
راندن جنين بطرف گردن رحم و مهبل است که در آنجا
گيرندههای ح سی را تحريک کرده و بازتاب فرگوسن را
شروع مي کند که به آزاد شدن مقدار زيادی اکسی توسين
از لب خلفی هيپوفيز منجر مي شود.
PGR2α اکسی توسين انقباض ميومتريوم و آزاد شدن
را از ميومتريوم بيشتر تحريک مي کند.
چون هر دو اين هورموﻧﻬا همراه با انقبا ضات رحم
بصورت سيستم بازگشت مثبت با شدت افزاينده عمل
مي کنند، بنابراين انقباض بيشتر رحم و خارج شدن جنين
را بعد از آن تحريک مي کنند.
رسيدن جنين:
تغيير هورموﻧﻬای جنين که در آخر آبستنی ايجاد
مي شود فقط زايمان را شروع نمی کند، بلکه بعضی تغييرات
رسيدن را هم تح ريک مي کنند که جنين را قادر به زنده
ماندن مي کند. بدون اين تغييرات که آماده شدن برای
تولد ناميده مي شود، نوزاد تلف خواهد شد.
اگر زايمان زودرس، با هورموﻧﻬای خارجی ايجاد شده
باشد و بعضی از تغييرات هورمونی را که معمولاً ايجاد
مي شود ايجاد نکند، نوزاد ممکن است آماده زندگی
نباشد.
ظاهراً ارتباط بين زايمان و رسيدن جنين به قسمت
قشری غده فوق کليوی و آزاد شدن ناگهانی کورتيزول
جنين قبل از زايمان بستگی دارد.
جنين در هنگام زندگی داخل رحمی در محيطی قرار
دارد که از نظر حرارت خنثی است ولی هنگام تولد مجبور
است درجه حر ارت بدن خود را ثابت نگه دارد .
مکانيسمهايی که آنرا قادر به انجام چنين کاری مي کند
عبارت است از جمع شدن چربی قهوه ای و گليکوژن در
اواخر آبستنی و رسيدن غده تيروئيد که  در اثر افزايش
کورتيزول جنين قبل از زايمان صورت مي گيرد.
ثابت نگهداشتن تعادل گلوکز بلافاصله بعد از
تولد، زمانی که نوزاد منبع تأمين گلوکز خود را از
جفت از دست مي دهد به ذخيره کافی گليکوژن کبد بستگی
دارد.
محرک انبار شدن گليکوژن در کبد در آخر آبستنی،
بالا رفتن ميزان کورتيزول جنين است . (البته اين ذخيره
گليکوژن فقط برای تأمين انرژی تا قبل از اينک ه
نوزاد گلوکز را از غذا به دست آورد کافی است)
و کورتيزول جنين، ACTH همچنين آدرنالين همراه با
رسيدن ريه ها را تحريک مي کند و به اين ترتيب ايجاد
فعاليت تنفسی طبيعی را ممکن مي سازد.
در بعضي موارد لازم مي باشد که زمان زايمان آمي
زودتر و يا کمي ديرتر انجام شود
الف)ايجاد زايمان زودرس:
کاربردهای ايجاد زايمان زودرس در گاو عبارتند
از:
1 مطمئن شدن از اينکه گاو در زمان از پيش تعيين
شده،زايمان خواهد کرد که دادن کمک ماهرانه به آن
امکانپذير باشد.
2 کم کردن وزن گوساله هنگام تولد با کوتاه کردن
طول دوره آبستنی.
طی هفته آخر آبستنی ميزان رشد گوساله زياد است .
و اگر مادر رشد کامل نکرده باشد و لگن آن کوچک باشد
يا آبستنی بيش از 280 روز طول کشيده باشد، ايجاد
زايمان زودرس احتمال سخت زايی ناشی از عدم تناسب
مادر و جنين را از بين مي برد.
مرحلهای که در آن زايمان را ايجاد م ي کنيم، بايد
حالت ميانه ای باشد بين زايمان گوساله ای که به
اندازهای کوچک است که بدون کمک متولد مي شود و در
عين حال به اندازه ای بزرگ و رسيده است که بتواند
زنده بماند و بعداً هم ميزان رشد کافی داشته باشد.
3 در گاوهای ماده بيمار (يا آسيب ديده ) که خاتمه
دادن به آبستنی در تخفيف عارضه موثر است . يا در
گاوهای مبتلا به هيدروآلانتوئيس که زايمان زودرس خيلی
خوب به بهبود وضع مادر کمک مي کند.
چون ايجاد زايمان قبل از 270 روزگی، معمولا منجر
به تولد گوساله ضعيف و کوچک مي شود ( که احتمال زنده
ماندن آن کم است )، لذا دانس تن تاريخ دقيق جفتگيری
مهم است.
هورموﻧﻬايی که موجب زايمان مي شوند:
الف) کورتيکوستروئيدها:
را برای ايجاد زايمان بکار مي ACTH اگرچه
برند(چون اثر آن تحريک کردن توليد کورتيکوستروئيدهای
داخلی است)، بهتر است بجای آن از تزريق مستقيم
کورتيکوستروئيدها بهره جست.
سه دسته کورتيکوستروئيدها وجود دارند (بر اساس
طول مدت ﻧﻬفته يا زمان بين تزريق تا ظاهر شدن):
(Long acting) طولانی اثر (A
(Medium acting) متوسط اثر (B
(short acting) کوتاه اثر (C
بنابراين وقتی به مقدار درمانی معمولی آﻧﻬا را
مصرف مي کنيم، زمان ﻧﻬفته طولا نی و متوسط و کوتاه اثر
5 تا 11 و 1 تا 6 روز خواهد بود. ، بترتيب 11 تا 18
کورتيکوستروئيدها مهارکننده سيستم ايمنی بدن هم
هستند. بنابراين اگر عفونتی در کار باشد آﻧﻬا را
نبايد بدون آنتی بيوتيک با طيف گسترده بکار برد.
(ريه ها و پستاﻧﻬا را بايد قبل از تزريق
کورتيکوستروئيدها به دقت معاينه کرد)
ب) پروستاگلندين ها:
استفاده از پروستاگلندينها اکثراً با خروج
انفجاری همراه بوده و ابتلا به سخت زايی ناشی از باز
شدن ناقص سرويکس هم محتمل مي باشد.
و مشابه آن مي توان از حوالی PGF2α به هر حال از
روز 275 با زمان ﻧﻬفته 2 تا 3 روز استفاده کرد.
ج) کورتيکوستروئيد و پروستاگلندين:
نتيجه خوبی از مصرف ترکيبی از کورتيکوستروئيدها و
پروستاگلندين به دست آمده است.
به طور آلي برای ايجاد کردن زايمان زودرس به
صورت زير عمل مي شود:
1)روز 250 تا 275 آبستنی : کورتيکوستروئيد طولانی
اثر تزريق مي کنند و به دنبال آن کورتيکومتروئيد
کوتاه اثر يا اگر بعد از 8 روز زايمان ايجاد نشد،
2α تزريق مي کنند که زمان ﻧﻬفته آن 48 ساعت است. PGF
2)بعد از روز 275 : کورتيکوستروئيد متوسط اثر بکار
مي برند و اگر بعد از 8 روز زايمان ايجاد نشد،
تزريق مي کنند. PGF2α کورتيکوستروئيد کوتاه اثر يا
يا کورتيکوستروئيدهای PGF2α : 3)بعد از روز 282
متوسط اثر يا کوتاه اثر تنها هم موثر است.
از جمله کورتيکوستروئيدهای محلول در آب (کوتاه
اثر)مي توان به بتامتازون  دگزامتازون  فلومتازون
و… اشاره نمود.
از جمله کورتيکوستروئيدهای غير محلول در آب
(طولانی اثر )مي توان به دگزامتازون فنيل پروپيونات
اشاره نمود.
معايب ايجاد زايمان زودرس:
1 هميشه موثر نيست.
2 وزن گوساله هنگام تولد کمتر از گوساله رسيده
است و به همين دليل رشد بعدی آن کم است.
3 موارد باقی ماندن جفت زياد است.
بکار (Short acting) 4 تا 50 % وقتی کورتيکوستروئيد
برده باشند، توليد شير در ابتدا با تأخير در رسيدن
تحت تأثير قرار مي گيرد. pick به
5 باروری بعدی طبيعی است . اگرچه فاصله زايش تا
باروری و ت عداد تلقيح برای هر باروری در گاوهايی که
جفت مانده شدهاند کمی زياد مي شود.
6 کميت و کيفيت ايمونوگلوبين آغوز هم بخصوص بعد
از مصرف کورتيکوستروئيدهای طولانی اثر، کم مي شود .
(passive) البته احتمال اين که گوساله ايمنی غير فعال
لازم را کسب نکند، آم است.
ب )عقب انداختن زايمان:
سلولهای عضلات B مواد بتا آدنرژيک که گيرنده های
انقباضات رحم ،( Clenbuterol رحم را تحريک مي کند(مانند
را از بين مي برد و زايمان را برای مدت کوتاهی به
عقب مي اندازد.
در گاو ماده اگر گردن رحم خوب باز نشده و مرحله
0 ميلی / دوم زايمان هنوز شروع نشده باشد، تزريق 3
گرم ( 10 ملی ليتر ) و به دنبال آن تزريق ( 7 ميلی ليتر )
در 4 ساعت بعد از اين دارو، زايمان را برای مدت هشت
ساعت بعد از تزريق دوم متوقف مي کند.
اين روش را مي توان بصورت وسيله مديريتی بکار برد
و همچنين برای مطمئن شدن از شل شدن کامل فرج موثر
است.

درباره نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب

آمار بازدید

رتبه سایت

دیگشنری