آبان
۲۶
۱۳۹۲

مسابقات اسب دواني

طراحی مسیر

فلسفه طراحان مسير: اولين سوالي كه به ذهن هر طراح مسيري مي رسد اين است كه ، هدف من از طرح اين مسير چيست
مسئله به هيچ وجه اين نيست كه صبح مسابقه بدون هيچگونه طرحي پا به ميدان مسابقه گذارده و با حداقل مواد اوليه – تير و پايه و بغل مانع و … تعدادي مانع پشت هم رديف كرده و اميدوار باشيد كه چند سوار خبره مسئول بي برنامه گي شما خواهند بود .
تاوان نبوغ تحمل سختي هاست . براي طراح مسيري حتي اگر كوچكترين رويداد باشد ، بايد قبل از شروع طراحي ، از ميدان مسابقه بازديد كرد ، فهرست مواد اوليه و وسايل موچود– انواع موانع ، پايه ها و بغل موانع – تهيه شود . پس از طراحي مسيرها روي كاغذ در فكر هر چه بهتر و زيباتر جلوه كردن مسابقه را مرور مي كنيم .
برنامه رويداد را گرفته ، فهرست شركت كنندگان را در دست داشته ، ساعت شروع مسابقه ها را دانسته ، براي هر مسابقه مسيري طراحي كرده زمان شروع و پايان و مدت زمان لازم براي تغيير موانع و مسير را پيش بيني كرده تا هر مسابقه اي در موقع اعلام شده ، شروع شود و چه بسا موارد ديگر .
طراح مسير بايد پنج هدف به ترتيب اولويت براي خود تعيين كند و دست يابي به هر يك او را به سوي هدف بعدي رهنمون مي كند . خلاصه كلام ، جواب به اين سوال كه : آيا به آنچه خواسته بودم رسيدم ؟ در پايان رويداد داده مي شود. حال به شرح اين اهداف و مشخصات آنهامي پردازيم.

هدف اول : تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران ، با برگزاري مسابقه پرش با كيفيت قابل قبول و خاتمه اي تكان دهنده.

مسير مناسب مسيري است كه اسب و سوار به راحتي از آن عبور كنند. اگر مسير طراحي شده شما را به خوبي طي نكردند ، نه اسب و نه سوار بلكه خود را سرزنش كنيد . مسيري كه براي يكي از شركت كنندگان زنگ تفريح است ، ممكن است براي ديگر شركت كنندگان با توانائي متفاوت زجرآور باشد. اين تنها شامل ابعاد موانع نمي باشد و مسيري كه توسط اسب طي مي شود را نيز در برمي گيرد
سادگي ، جوهر مسيري مناسب است و هر چه اسب ها بي تجربه تر باشند ،‌بايد خطوط مستقيم و رو به جلوي بيشتري در مسير وجود داشته باشد . درباره تعداد موانع و طول مسير در موارد ديگر بحث خواهيم كرد . ولي براي هيجان انگيز تر كردن رقابت ، آخرين بخش بايد همواره مشكل باشد. هرگز مسير مسابقه را با دو يا سه مانع ساده كه درصد خطا روي آنها را پائين مي آورد تمام نكنيد.
مسابقه شما بايد هيجان را به اوج برساند و به همين دليل است كه مسابقه هائي با پرش نهائي بر مبناي سرعت بيشتر و خطاي كمتر ، مطمئن ترين روش براي موفقيت است .
با پيروي از اين روش ، مسير طراحي شده زماني اوج هيجان را بوجود مي آورد ، كه با عبور موفقيت آميز هر سواري از آخرين مانع ، آهي رضايت بخش از دل تماشاگران برآمده و يا با خطائي روي آن ، آه حسرتشان شنيده شود.

موانع پي در پي هم مي توانند به هيجان انگيز كردن مسابقه كمك كنند . مشكل ترين قسمت اين نوع موانع بخش سوم آن مي باشد . بذيهي است كه در يك مسابقه بزرگ ، هر سه قسمت مشكل مي باشند ولي در مسابقه هاي ساده مي توان مسير را به نحوي طراحي كرد كه اولين مانع اسب را مشتاقانه دعوت به پريدن كند ، دومين مانع آزمايشي خواهد بود براي تحت كنترل بودن اسب و شجاعت او در حركت به طرف مانع و عبور از روي آن و سومين مانع بيانگر ميزان ميدان داري او . از طرفي هم موانع پي در پي بايد هيجان آور بوده و عبور صحيح از روي آنها ( قسمت سوم ) فرياد خوشحالي و عدم موفقيت در پريدن از روي آنها ، حسرت تماشاگران را به دنبال داشته باشد.

بنابراين ،‌براي رساندن مسابقه به اوج هيجان طراح مسير مي تواند از سه عامل استفاده كند :

1- پاياني تكان دهنده
2- فواصل موانع متوالي
3- مسير نزديك شدن به مانع

هدف دوم : احساس رضايت حاصل از اتمام مسير ، حتي اگر اسب و سوار نتوانسته باشند آن را بدون خطا طي كنند.
جوهر اسب داري و سواركاري در تمام زمينه ها آهنگ حركت است . پس يك مسير طراحي شده ، براي مسابقه پرش ، دعوتي است از شركت كنندگان براي حركتي روان و آهنگين در طول آن. اسب بايد به رواني در حاليكه تحرك او تحت كنترل است به جلو حركت كند . نه اينكه با اثرهاي دائمي برو – بايست حركتي تهوع آور و مقطع داشته باشد . آزمون واقعي مسيري با شكوه ، زماني است كه شركت كننده اي پس از انداختن چند مانع و عبور از خط پايان دستجلو ها را رها ، اسبش را نوازش كرده و مي پرسد : آيا اسبم خوب نپريد ؟
اسب و سوار مبارزه را دوست دارند و هر چه بهتر كه زمينه يك مبارزه منصفانه فراهم شود . بسته به قدرت اسب و سوار و تجربه آنها ، عبور از موانع بلند پروازي آنان را در حالي ارضاء مي كند كه به راحتي و با گام هاي مرتب به موانع نزديك شوند ، نه اينكه پس از فرود از مانعي سر اسب را به دنبال مانعي كه محل تعبيه آن غلط است ، به اين طرف و آن طرف بكشند .

هدف سوم : كم كردن اخراجي ها تا حد ممكن در حاليكه تعداد بي خطا ها را نوع رويداد تعيين مي كند .
ديدن اسب ها و سواركاراني كه پي در پي ، از روي اسب به زمين مي غلطند ، مسمئز كننده است و اگر اين اتفاق خارج از حد و اندازه معمول در يك مسابقه باشد طراح مسير بايد در نوع تفكر خود تجديد نظر كند.
زمين خوردن از اسب در طول يك مسابقه در بخشي موارد اجتناب ناپذير و در عين حال كاملا مغاير جذب تماشاگران به ميدان مسابقه است .
فلسفه حضور تماشاگران در هر ميدان مسابقه به تماشا نشستن هنر هنرمنداني است كه خود او در قالب آنها مبيند و يا شيفته آن هنر است و خود قادر به انجامش نيست .
ولي در اين حرفه ، هنر يعني بيرون آوردن نشاط از دل خطر . اين همان نكته ايست كه برگزار كنند مسابقه و معمار مسير در پي خلق آن هستند . پس بايد در نظر داشته باشيم كه ورزشكار در پي پيروزي است و مسير طراحي شده ، آزموني است براي سنجش و معيار اين پيروزي و در عين حال بايد آنچنان زمينه براي همه شركت كنندگان فرآهم باشد تا هر چه ممكن اخراجي كمتر باشد . مفسر در اين مورد مي تواند به طور مشخص به كمك بيايد ،‌زيرا مردم همواره آنچه مي شنوند باور مي كنند و مي توان آنها را واداشت ، تا هيجان ناشي از تلاش شركت كنندگان را احساس كنند . هر مسابقه اي با توجه به سطح آن تعداد خاصي بي خطا را مطلبد. در مسابقه هاي خوب سواري (هانتر) كه تعداد اندكي هم تماشاگر دارند ، زمان اختصاص داده شده مي تواند معيار باشد . در مسابقه هاي مبتدي ها بهتر است در حدود يك سوم از شركت كنندگان در دور اول بي خطا باشند ، در مسابقه هائي كه به خاطر تماشاگر برگزار مي شود و بر مبناي جدول A با يك پرش نهائي است ، بايد تعداد بي خطاهاي را پيدا كرده به دور دوم به حد كافي باشند ، تا پايان مسابقه هيجان انگيزتر شود . تعدادي در حدود پنج تا هشت بي خطا دليلي بر ساده بودن مسير نيست . اين تعداد بي خطا متضمن پرش نهائي واقعا هيجان انگيز است . با تعداد كمتر شما خطر كرده ايد و تعداد بيشتر مسابقه را ملال آور مي كند . البته هميشه بايد تعداد شركت كنندگان را درنظر داشت ، ولي اگر از بين بيست و پنج شركت كننده پنج بي خطا و از بين چهل شركت كننده هشت بي خطا داشتيد ، چندان هم بي راه نرفته ايد.

هدف چهارم : رعايت زمانبندي براي كمك به برگزار كنندگان.
طراح مسير به هنگام طراحي مسيرهاي مختلف يك رويداد ، در خانه بهتر مي تواند زمانبندي را پيش بيني كند تا ميدان مسابقه . يك ساعت قبل از شروع اولين مسابقه ، ميدان بايد از هر نظر آماده باشد . اگر ممكن باشد مي بايست همه چير روز قبل از مسابقه آماده باشد چرا كه همه چيز براي برگزار كنندگان مسابقه هر چه بهتر جلوه كند . پس از اتمام اولين مسابقه هر چه زمان بيشتري در اختيار داشته باشيد ، امكان آماده كردن مسير بعدي فرآهم تر خواهد بود .
تغير مسير براي مسابقه الزامي است ، و تغييرات نيازمند صرف وقت و داشتن برنامه دقيق است . ولي معماري مسير خبره ، در زماني كه جوائز دوره قبل داده مي شود ، مسير جديد را حاضر مي كند . همواره بايد يك قدم از رويدادها جلوتر بود ، بعنوان مثال در طول برگزاري دور اول ، گروه معماري مسير بايد در جريان تمام اموري كه مي بايست براي پرش نهائي انجام شود قرار داده شوند. در طول برگزاري پرش نهائي به نحوي كه مزاحم شركت كننده ها نشويم و جلوي ديد تماشاگران را نگيريم ، موانع دور بعدي كه در پرش نهائي استفاده نشده اند را آماده كرده و در زمان توزيع جوائز بقيه آنان را كه در پرش نهائي استفاده شده اند نيز آماده كنيم .
طول مسير بايد بر مبناي زمان داده شده طراحي شود و اگر وقت تنگ است از طراحي مسيرهاي طولاني با تعداد زيادي مانع خودداري كنيد . محل خط شروع را به نحوي انتخاب كنيد كه در حال خروج سوار قبلي ، سوار بعدي بتواند وارد شود . ولي هرگز نخواهيد كه اسب (‌به خصوص اسب هاي جوان ) به محض ورود به ميدان مسابقه ، مسابقه را شروع كند. خط پايان را خيلي دور از درب خروج تعبيه نكنيد ، تا سوار پس از پايان مسابقه براي خروج از ميدان بيش از حد وقت تلف نكند .

هدف پنجم : پس از پايان مسابقه مسير هاي طراحي شده ، مديريت و زمانبندي خود را به نقد بكشيد ، تا متوجه شويد كه چه اندازه به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده ايد .

سوال هاي زير را براي خود طرح كنيد :
– آيا هر يك از مسابقه ها به اندازه كافي هيجان انگيز بودند ؟
– آيا همگي با هيجان پيش بيني شده به پايان رسيدند ؟
– آيا پرش ها عالي بودند ؟
– آيا اسب ها بالاتر از استاندارد خود بودند ؟
– چند اسب اخراج شدند و چرا ؟
– آيا زمانهاي شروع و پايان طبق پيش بيني بودند ؟
– اگر اين چنين نشد ، آيا مقصر من بودم كه اين چنين نشد؟
اينها بخشي از سوالاتي بودند كه بايد هر معمار مسير متعهدي پس از پايان هر رويدادي از خود بپرسد. اگر جوابها مطابق ميل نبودند ، در پي علت برآمده و از اشتباهات خود براي آينده پند بگيريد .
معمار مسير همانند سواركاري است كه همواره بايد در پي آموختن باشد و آن لحظه اي كه فكر كرد ديگر نيازي به آموختن ندارد ، بايد اين كار را رها كند. معمار مسير خود بايد سرسخت ترين منتقد خود بوده و هيچ عذر و بهانه اي براي خود نتراشد. ممكن است مسيرهاي طراحي شده و زمانبندي ها و نحوه برگزاري به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده باشند و اگر اينچنين نشده باشد ، كار در جائي ايراد داشته است . گاهي طراحان مسير مورد انتقاد قرار مي گيرند ، اغلب تائيد مي شوند و گاهي مورد تائيد نيستند . بعد از مسابقه در صورت امكان به انتقادها گوش فرا دهيد. اگر قبل از شروع مسابقه از طرح خود راضي بوديد به هيچ وجه تحت تاثير هيچ فشار خارجي آن را تغيير ندهيد ، مگر با مشاوره با داوران . تجربه نشان داده كه هرگونه تغييري ( به خصوص زير فشار و يا تحت تاثير شركت كنندگان ) اشتباه محض مي باشد . و بهتر است روي عقيده خود پافشاري كرد. ولي اگر تغيير نداديد و متوجه شديد كه طرح اشتباه بوده، از آن درس بگيريد . شما براي سواران شجاع و اسب هاي با ارزش مانع مي چينيد و هيچ آدم بي مسئوليت و نادان نبايد جرات اعتراض به خود بدهد.
با شرح اين پنج هدف ، مشخصه هاي مسيري قابل قبول تبيين شد. مسير طراحي شده زماني قابل قبول است كه تماشاگران را به هيجان بياورد ، به اسبها اعتماد به نفس داده و غرور سواران را ارضاء كند.

درباره نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب

آمار بازدید

رتبه سایت

دیگشنری