مرداد
۸
۱۳۹۲

تغذیه گوسفند

مديريت يک گله گوسفند مستلزم داشتن اطلاعات کافى در امور مختلف گوسفنددارى است. چراگاه و يا ساير منابع علوفه، غذاى اصلى و عمده براى گلهٔ گوسفندان در دوران آبستنى است. علوفهٔ خشک با کيفيت خوب، سيلو و يا علوفه را پس از چيدن مى‌توان در تغذيهٔ گوسفند به‌کار برد. مى‌توان علوفهٔ خشک لگومينوزها، گرامينه‌ها و يا مخلوط اين دو، سيلوى ذرت و يا سيلوى ساير علوفه‌ها را مورد استفاده قرار داد. اگر قرار است از سيلو در تغذيهٔ گوسفند استفاده بشود در موقع تهيه مى‌بايد علوفهٔ ريزتر از سيلوئى که در تغذيهٔ گاو مورد استفاده قرار مى‌گيرد خرد بشود. پس چرا مزارع را مى‌توان جهت چراى گوسفندان در نظر گرفت.
اگر مرتع و يا چراگاه وسعت بيشترى دارد، توصيه مى‌شود که به قسمت‌هاى مختلف تقسيم شده و به‌صورت چرخشى مورد استفاده قرار گيرد زيرا چرانيدن به‌طور متناوب، سبب قطع سيکل زندگى انگل‌هاى داخلى مى‌شود. مراتع بايد به فاصلهٔ هر دو الى سه هفته يک بار مورد استفاده قرار گيرند که بستگى به کيفيت و نوع مرتع دارد مراتع نبايد مورد چراى بيش از حد قرار گيرند، زيرا اين امر سبب تخريب مرتع مى‌شود. به‌خصوص در مورد گوسفند که چون اين حيوان خيلى نزديک به زمين علوفه را قطع مى‌کند، تخريب سريع‌تر و بيشتر خواهد بود. تعداد گوسفندى که در واحد زمان در واحد سطح مرتع در نظر گرفته مى‌شود به نوع و کيفيت مرتع بستگى دارد.

 

در مرتع براى ازدياد بازدهى و استفادهٔ بيشتر حيوان لازم است آب کافى، سايهٔ مناسب، نمک و ساير مکمل‌هاى معدنى فراهم شده باشد. جابه‌جا کردن آبشخوار، نمک و مکمل معدنى سبب مى‌شود که قسمت‌هاى مختلف مرتع به‌خوبى مورد استفاده قرار بگيرد و حيوان براى دسترسى به آب در طول چرا انرژى کمترى را مصرف کند. در موردى که مرتع يا چراگاه فقير باشد مى‌توان هم‌زمان با چرا در مرتع از علوفهٔ خشک در تغذيهٔ گله گوسفند استفاده کرد. در تحت چنين شرايطى روزانه ۵/۱ الى يک کيلوگرم يونجهٔ خشک احتياجات ميش را برطرف مى‌کند. مى‌توان به‌جاى يونجهٔ خشک از دو الى سه برابر سيلو ذرت استفاده کرد. زيرا احتياجات غذائى ميش براى تکامل جنين و بافت‌هاى پستانى خود حيوان افزايش مى‌يابد. ميش‌هائى که بيش از يک بره آبستن هستند مخصوصاً در مراحل آخر آبستني، اندازهٔ شکمبه آنها کوچک مى‌شود؛ زيرا مقدارى از فضا توسط رحم اشغال مى‌شود. اين موضوع سبب مى‌شود که به‌جاى مقدارى از علوفهٔ خشبى از کنسانتره استفاده بشود. تغذيهٔ ميش با کنسانتره به تکامل نهائى جنين و آماده کردن ميش براى توليد شير که گوساله نياز مبرمى به آن خواهد داشت، کمک مى‌کند. نتايج تغذيهٔ خوب در اواخر دوران آبستنى در موقع بره‌زائى و بعد از آن مشاهده مى‌شود. بدين‌ترتيب که عمل زايمان به‌راحتى صورت خواهد گرفت، بره‌ها در هنگام تولد قوى خواهند بود، وزن آنها از بره‌ميش‌هائى که به‌خوبى تغذيه نشده‌اند، به‌طور قابل توجهى بيشتر خواهد بود و ميش شير بيشتر و دوران شيروارى طولانى‌تر خواهد داشت. در نتيجه بره‌ها قويتر، رشد آنها سريع‌تر و تلفات بره‌ها و ميش‌ها کمتر خواهد بود. توصيه مى‌شود در آخرين ۶ هفتهٔ آبستنى به ميش‌ها مقدارى مخلوط کنسانتره داده شود. دانهٔ ذرت، دانهٔ گندم، سورگوم، يولاف، جو و سبوس گندم از اجزائى هستند که معمولاً در مخلوط کنسانتره مورد استفاده قرار مى‌گيرند.

 

در مواردى که مرتع و يا يونجهٔ خشک از کيفيت پائينى برخوردار باشد ميش به مکمل پروتئينى نياز خواهد داشت. در تحت چنين شرايطى مى‌توان از کنجالهٔ سويا، کنجالهٔ بذرک و يا ساير مکمل‌هاى پروتئينى استفاده کرد. با توجه به ارزانى قيمت مى‌توان از اوره در جيرهٔ گوسفند به‌عنوان منبع ازتى استفاده نمود که در تحت چنين شرايطى نبايستى بيش از يک‌سوم پروتئين جيره از اوره تأمين شده باشد.

 

براساس مطالعات انجام گرفته، افزون آنتى‌بيوتيک از مرگ و مير بره‌ها مى‌کاهد، دادن آئورمايسين روزانه به مقدار ۶۰ ميلى‌گرم به ازاء هر ميش به‌مدت ۸۰ روز قبل از زايش به مقدار قابل محسوسى از مرگ و مير بره‌ها مى‌کاهد. با اين عمل مى‌توان نسبت تلفات بره‌ها را از ۵/۱۴ تا ۹/۳ درصد کاهش داد. ميش‌هاى آبستن بايستى تغذيهٔ آزاد داشته باشند که اين امر سبب کم شدن هزينهٔ کارگرى و افزايش مصرف علوفه با کيفيت پائين مى‌شود.

 

جيره‌اى که در تغذيهٔ ميش‌هاى آبستن به‌کار برده مى‌شود، بايستى به مقدار زيادى علوفهٔ خشبى داشته باشد. مهم‌ترين مسئله در تغذيهٔ ميش‌هاى آبستن جلوگيرى از چاقى زياد ميش‌ها است.  

 

 تغذيه در دوران شيردهى (Lactation feeding)

 

ميش‌هائى که در هفته‌هاى آخر آبستنى به‌خوبى تغذيه و مراقبت شده باشند، پس از زايمان از شرايط بدنى خوبى برخوردار خواهند بود و مقدار زيادى شير توليد خواهند کرد. ماکزيمم توليد شير در ميش‌ها در حدود ۲ هفته پس از زايمان است. جهت ادامهٔ توليد شير زياد، ميش‌ها بايد تغذيهٔ کافى داشته باشند تا علاوه بر تأمين نياز غذائى براى نگهدارى ميش، نياز غذائى براى توليد شير را هم فراهم کند.

 

افزايش کنسانتره جيره سبب تحريک ميش براى توليد شير زياد خواهد شد، بايد مطمئن بود که حيوان به آب سالم و تميز به مقدار کافى دسترسى داشته باشد.

 

ميش‌هائى که به بره‌هاى دوقلو شير مى‌دهند، در مقايسه با ميش‌هائى که به تک‌بره شير مى‌دهند؛ به کنسانتره بيشترى نياز دارند. به‌نظر مى‌رسد ميش‌هائى که دوقلو زائيده‌اند، مى‌توانند بيشتر از ميش‌هائى که تک‌بره زائيده‌اند، شير توليد بکنند، اين امر ممکن است بدين علت باشد که بره‌هاى دوقلو در هر موقع شير خوردن پستان را خالى مى‌کنند و اين کار سبب تحريک بيشتر پستان و توليد بيشتر شير مى‌شود.

 

ميش‌هاى نژاد سنگين در مقايسه با نژادهاى سبک به غذاى بيشترى نياز دارند. اگر کيفيت علوفه‌اى که مورد استفاده قرار مى‌گيرد پائين باشد، بايد به مقدار کنسانتره جيره افزوده شود. در اين قبيل موارد جهت تغذيهٔ بهتر گله و بازدهى خوب مکمل‌هاى پروتئينى و معدنى مورد نياز خواهند بود. تا حدود يک هفته قبل از شيرگيرى بره‌ها مقدار آب و غذاى ميش‌ها را کاهش دهيد. اين کاهش آب و غذاى ميش سبب کاهش توليد شير حيوان مى‌شود و بره اجباراً کنسانتره بيشترى مصرف مى‌کند و در نتيجه موقع از شيرگيري، بره کمتر دچار مشکل مى‌شود.  

 

مواظبت از بره‌ها از زايش تا از شيرگيرى

 

قطع دنبه يکى از اولين کارهائى است که بعد از زايش انجام مى‌گيرد. اين عمل بين سه روزگى تا ده‌روزگى انجام مى‌گيرد. بره‌اى که دمش کوتاه شده باشد کمتر دچار انگل مى‌‌شود، زيرا دم طويل در اکثر موارد سبب جمع شدن فضولات در زير دم و مانع از خروج فضولات از روده مى‌شود؛ علاوه بر اين، در اثر جمع شدن فضولات در ماه‌هاى گرم تابستان، بوى آنها مگس‌‌ها را جلب مى‌کند و آنها روى کپل حيوان تخم مى‌گذارند. لاروهائى که از اين تخم‌ها خارج مى‌شوند روى گوشت حيوان زندگى مى‌کنند و مى‌توانند سبب مرگ حيوان شوند.

 

بره‌هاى نر را بايد موقعى که سن آنها کم و جوان هستند، اخته کرد. توصيه مى‌شود از هنگام توليد تا سن دو هفتگى عمل اخته کردن را انجام داد. در اين سن کاهش رشد بره (به‌علت استرس ناشى در موقع اخته کردن و بعد ازآن) حداقل است. عمل اخته کردن را مى‌توان با استفاده از بورديزو، چاقو و يا اخته کردن (Castrator) انجام داد. توصيه مى‌شود بعد از عمل اخته کردن به گوش بره‌ها نراخته علامت گذاشته شود. نشانه‌گذارى در گوش سبب شناسائى زودتر قوچ اخته از ميش مى‌شود. اگر هر سال شماره‌هاى متفاوتى در گوش به‌کار گرفته شود سبب شناسائى ميش‌ها با سنين مختلف مى‌شود. پشم چينى بره‌هاى مسن سبب مى‌شود که حيوان در تابستان راحت باشد، پشم چينى را در موقع از شير گرفتن انجام دهيد.

 

   تغذيه بره از تولد تا از شيرگيرى

 

بره بايستى بلافاصله بعد از تولد از کلستروم مادر استفاده بکند. کلستروم بره را از عفونت محافظت مى‌کند. کلستروم همچنين حاوى پروتئين، مواد معدني، انرژى و ويتامين‌هائى است که بره نياز دارد. بعد از ۱۰-۱۴ روزگى علاوه بر شير بره مى‌تواند از کنسانتره هم استفاده بکند. غذاى کنسانتره معمولاً به‌صورت (C.F (Creep feeling در اختيار بره‌ها قرار داده مى‌شود. (C.F عبارت است از روشى است که غذاى کنسانتره در محلى طورى قرار داده مى‌شود که بره مى‌تواند وارد شده و خارج بشود ولى ميش نمى‌تواند وارد آن محل بشود). يونجه با کيفيت خوب بايد هميشه در دسترس بره باشد. غذاى کنسانترهٔ بره بايد در حدود ۱۴-۱۶% پروتئين داشته باشد. بره‌‌هائى که زودتر از شير گرفته مى‌شوند، بايد جيرهٔ آنها حداقل ۱۸ % پروتئين داشته باشد. افزودن ملاس سبب خوشمزه‌ شدن جيره مى‌شود. بره‌ها معمولاً در ۳ ماهگى از شير گرفته مى‌شوند. افزودن آنتى‌بيوتيک در دوران شيرخوارگى از تلفات بره‌ها مى‌کاهد. در موقع از شيرگيرى بره‌ها بايد حداقل ۹ هفته سن و ۱۸ تا ۵/۲۲ کيلوگرم وزن داشته باشند. توليد شير بعد از ۴ هفته کاهش پيدا مى‌کند، دادن کنسانتره در جريان شيرخوارى سبب در افزايش وزن بره خواهد شد، در نتيجه بره را زودتر مى‌توان فروخت. بره‌هائى که زودتر از شير گرفته مى‌شوند از غذا بيشتر استفاده مى‌کنند و به ازاء يک واحد افزايش وزن به غذاى کمترى نياز دارند.

 

   تغذيهٔ بره‌هاى يتيم Orphan (بى‌مادر)

 

در هر دورهٔ زايش بنا به‌عللى (عدم قبول ميش، مردن بعضى ميش‌ها، نداشتن و يا کمى شير ميش، ورم پستان و زخم بودن پستان) در گله تعدادى برهٔ بى‌مادر وجود دارد.

 

در مواردى عدم قبول ميش با قرار دادن بره و ميش در يک آغل کوچکى کنار هم پس از مدتى ميش به بوى بره خود عادت کرده و آن را قبول مى‌کند؛ يا اينکه مى‌توان با ماليدن ترشحات پوست بدن بره به اطراف بينى مادر و يا ماليدن شير ميش به اطراف ناحيهٔ ران بره به قبول کردن بره توسط مادر کمک کرد. در بعضى موارد مشاهده مى‌شود که ميش برهٔ خود را قبول مى‌کند ولى از دادن شير امتناع مى‌کند؛ در اين قبيل موارد مى‌توان در موقع شيردادن ميش را ثابت نگهداشت و يا آن را بست تا بره بتواند از شير آن استفاده کند.

 

بره‌هاى يتيم را مى‌توان به‌وسيلهٔ ميش‌هائى که برهٔ خود را از دست داده‌اند، تغذيه کرد و اگر اين بره‌ها به‌وسيله ميش‌هاى ديگر مورد قبول نشدند، مى‌توان به‌وسيلهٔ پستانک و شيشه ‌آنها را تغذيه نمود. فاکتورى که در مورد اين نوع بره‌ها بايد در نظر گرفته شود، گرم نگاه‌داشتن و خورانيدن شير به آنها است. براى زياد کردن شانس زنده ماندن آنها و افزايش مقاومت آنها لازم است مقدارى کلستروم به بره داده شود. در اين قبيل موارد مى‌توان از کلستروم ميش‌هاى ديگر استفاده کرد. بعضى از گوسفندداران با تجربهٔ زيادى کلستروم را منجمد مى‌کنند که در اين صورت هميشه به کلستروم دسترسى خواهند داشت.

 

در مواردى هم مى‌توان براى تغذيهٔ بره‌هاى يتيم از شير گاو استفاده کرد. ولى ترکيب شير گاو با ترکيب شير ميش مقدارى فرق مى‌کند. اگر از شير گاو استفاده مى‌کنيد توصيه مى‌شود به ازاء هر يک ليتر شير يک قاشق چايخورى روغن مايع (ترجيحاً روغن ماهي) اضافه کنيد.

 

اين شير را بايد به اندازهٔ درجه حرارت بدن حيوان گرم کنيد. ولى نجوشانيد. وسايلى که براى تغذيه استفاده مى‌کنيد تميز نگهداريد. در هر سه ساعت در حدود ۱۰۰ گرم از اين شير به حيوان بدهيد.

 

بره‌ها را دسته‌بندى کرده و از سرما محافظت کنيد. جايگاه بره‌ها بايد خشک بوده و از بستر خوب پوشيده شده باشد؛ در مواردى که هوا سرد باشد، مى‌توان از وسيلهٔ گرم‌کننده استفاده کرد. آب تميز و علوفهٔ مرغوب بايد در دسترس بره‌ها باشد. تغذيه کنسانتره را هرچه زودتر شروع کنيد، از ۲ هفتگى به‌تدريج مخلوط کنسانتره مغذى و خوش‌خوراک را مى‌توان به بره‌ها خورانيد، اگر بره‌ها از کنسانترهٔ خوب تغذيه مى‌کنند، مى‌توان آنها را در سن ۴-۶ هفتگى از شير گرفت. در سن ۴-۵ هفتگى مى‌‌توان بره‌ها را به چراگاه محصورى که داراى سايبان است فرستاد.

 

   تغذيهٔ بره‌ها از زمان از شيرگيرى تا فروش

 

بره‌هاى پروارى را با غذاى با کيفيت خوب تغذيه کنيد؛ جيره غذائى اين نوع بره‌ها را به‌تدريج عوض نمائيد؛ در موقعى که شروع به تغذيه آزاد با کنسانتره مى‌کنيد، بره‌ها را عليه بيمارى آنتروتوکسيمى (بيمارى پر خوري) واکسينه کنيد. اگر بره‌ها تغذيه و افزايش وزن خوبى دارند و وزن آنها بيشتر از ۱۸ کيلوگرم است، نبايد در مرتع قرار داده شوند که اين امر سبب کند شدن رشد بره‌ها مى‌گردد. اگر قرار است به‌علت بالا بودن کيفيت مرتع، بره‌ها به مرتع برده شوند، بايد قبل از اينکه به مرتع فرستاده شوند، داروى ضدانگلى خورانيده شوند. براى جلوگيرى از انگل‌هاى داخلى مى‌توان از فنوتيازين، تيابندوزول، هالوکسون و يا تتراميزول استفاده کرد.

 

تا اتمام دورهٔ پروارى مى‌توان بره‌ها را به پرواربندى برد و يا آنها را در مرتع قرار داد. موقعى‌‌که بره‌ها به پرواربندى و يا مرتع رسيدند، سعى کنيد که از استرس آنها کاسته شود، اجازه بدهيد تا استراحت بکنند، علوفه و آب سالم براى آنها فراهم کنيد، بره‌هاى مريض را جدا بکنيد. در صورت نياز براى از بين بردن انگل‌هاى خارجى سمپاشى کنيد و يا از حمام گنه استفاده نمائيد. بره‌هاى کم وزن در مقايسه با سنگين وزن‌ها در مرتع رشد بيشترى مى‌کنند. اگر از مراتع براى پرواربندى استفاده مى‌کنيد، با توجه به موقعيت بازار و کيفيت مرتع، بره‌ها را تا زمانى که شرايط آب و هوائى اجازه مى‌دهد، در مرتع نگهداريد و روزانه به ازاء هر رأس مقدار ۴۵۰ گرم کنسانتره بدهيد.  

 

 تغذيه بره‌ميش‌هاى جايگزينى

 

بره‌هاى ماده‌اى که جايگزين ميش‌هاى حذفى خواهند شد، مى‌بايد به‌خوبى تغذيه شده و در موقع جفتگيرى به اندازهٔ کافى رشد کرده باشند. در جيرهٔ غذائى اين نوع بره‌ها مى‌توان از علوفهٔ خشبى و دانه استفاده کرد و نسبت علوفهٔ خشبى در جيره را مى‌توان با توجه به کيفيت بدنى و رشد حيوان تعديل نمود.

 

   تغذيه و آماده کردن قوچ (Ram)

 

تا قبل از جفتگيرى، علوفهٔ مرتع احتياجات غذائى قوچ احتياجات غذائى قوچ را برطرف مى‌کند، در فصل جفتگيرى اگر قوچ ضعيف باشد، مى‌بايست روزانه ۴/۰-۷/۰ کيلوگرم دانهٔ ذرت و يا مخلوط دانه‌هاى ديگر خورانيده شود. بره‌قوچ‌ها به مقدار بيشترى مواد دانه‌اى نياز دارند. در خلال زمستان بايد روزانه ۶/۱ تا ۳/۲ کيلوگرم يونجه به بره قوچ‌ها داده شود. بره‌هاى نر سنگين بيشتر از اين نياز دارند. ولى بايد دقت کرد که در موقع جفتگيرى قوچ زياد چاق نباشد.

 

با شروع فصل جفتگيرى بايد قوچ‌ها را از نظر سلامت عمومى و وضعيت پاها بررسى کرد. در هواى گرم توصيه مى‌شود که اگر قوچ در مزرعه است، مزرعه داراى سايبان باشد. قبل از رها کردن قوچ در گله، با مادهٔ رنگى شکم و درست جلو آلت تناسلى قوچ را رنگ کنيد، اين عمل سبب مى‌‌شود که زمان جفتگيرى ميش را تشخيص داده و کارهاى مديريتى گله را بهتر و به آسانى انجام دهيد.

 

اگر در گله از يک قوچ استفاده مى‌کنيد، توصيه مى‌شود براى کنترل قدرت بارورى قوچ رنگ به‌کار برده را هر ماه عوض کنيد و اگر بيش از يک قوچ استفاده مى‌کنيد، براى قوچ‌ها از رنگ‌هاى مختلفى استفاده کنيد و هر روز مادهٔ رنگى قوچ را امتحان کنيد و در صورت لزوم تجديد نمائيد.

 

قوچ‌هاى جوان ممکن است براى مدتى فعاليت جنسى خوبى نداشته باشند، براى تشويق اين نوع قوچ‌ها مى‌توان قوچ‌ها را با ميش پيرى که فحل شده است در يک محل نگه داشت.

 

ميش به‌خوبى مى‌ايستد و قوچ جوان به‌راحتى با آن جفتگيرى مى‌کند. رها کردن قوچ محرک (Teaser ram) در گله سبب مى‌شود که ميش‌ها به فحل شدن تشويق شده و در نتيجه وقتى که قوچ در گله رها مى‌شود مى‌تواند با تعداد زيادى ميش در مدت زمان کوتاهى جفتگيرى کند.

 

با توجه به اينکه چندقلوزائى يک صفت توارثى است؛ بنابراين، قوچ مى‌تواند چندقلوزائى گله را تحت تأثير قرار دهد. بدين جهت در موقع انتخاب قوچ اين صفت را بايد در نظر گرفت. قبل از فصل جفتگيرى قوچ‌ها بايد از نظر غير بارور بودن آزمايش بشوند، براى گرفتن نتيجهٔ خوب از جفتگيرى ۶-۸ هفته قبل از جفتگيرى قوچ‌ها را پشم‌چينى کنيد.

مکملها و کنسانتره:

ر غرب استراليا بيشتر پروش دهندگان گوسفند مكمل هاي غذايي را زماني مورد استفاده قرار ميدهند كه خوراكها ي مزرعه بيشتر شامل كاه غلات با كيفيت پايين و علوفه ي خشك باشد , در حاليكه اين خوراكها نميتوانند نيازهاي غذايي بره ها يا ميشهاي مرحله آخر آبستني يا در شير دهي را تامين كنند .

هدف از تغذيه خوراکهاي مكمل اطمينان از آن است كه حيوان بتواند تا حد امكان خوراك خشك دريافت كند در حالي كه اين خوراك مكمل را با كيفيت برتر جهت نگهداري و رشد دريافت مي دارد . خوراكهاي مكمل ميتوانند ديگر مواد مغذي كه موجب افزايش بهره وري استفاده از خوراك ميشوند را نيز تامين كند .
تمام اين اقدام ها بايد با توجه به خوراكهاي موجود در منطقه و قيمت آنها باشد.
انتخاب خوراكهاي مكمل :
مكمل هاي مهمي كه در دسترس پرورش دهندگان مي باشد شامل آجرهاي ليسيدني ٬ دانه غلات (يولاف جو و گندم )لوپن ٬ علوفه ٬ غلات ٬ علوفه مرتع و كاه غلاتي كه ممكن است براي بهبود كيفيت فر آوري شده باشد . در اين مقاله مزايا و معايب نسبي هر كدام از اين اقلام بررسي ميشود .
بلوكهاي ليسيدني :
بيشتر بلوكهاي ليسيدني براي تامين اوره و مينرالها براي حيواناتي كه خوراكهاي كم پروتئين مراتع را مصرف ميكنند ساخته شده است تا آمونياك شكمبه اي لازم براي فعاليت جمعيت ميكروبي فراهم شود .
در غرب استرالیا دامهايي كه كاه غلات را با مكمل بلوكها ي ليسيدني مورد استفاده قرار ميدهند افزايش وزن بيشتري دارند .
آزمايشهاي ايستگاههاي تحقيقاتي نشان داده است كه در سالهاي متعادل با مقداري باران تابستانه گوسفنداني كه از بلوكهاي ليسيدني همراه با كاه استفاده ميكرده اند سرعت كاهش وزن كمتري در مقايسه با گوسفنداني كه كه از اين مكمل استفاده نميكرده اند ٬ داشته اند . اين در حالي است كه گوسفندان تغذيه شده با لوپن اضافه وزن داشته اند .
استفاده از بلوكهاي ليسيدني راحت است ٬ براحتي حمل ميشود و تنها بايد هر 2تا 3 هفته يك بار مورد استفاده قرار داد . ولي قيمت نسبتا بالاي مواد مغذي در اين بلوكها باعث ميشود كه اين مكملهاي خوراكي گران تمام شوند .

 

‌‌‌‌‌دانه هاي غلات :
دانه ي غلات بيشترين و گسترده ترين شكل خوراكهاي مكمل در دسترس هستند كه معمولاً از بلوكها و شبدر ارزانترند .همچنين براحتي ميتوان آنها را حمل و نقل و انبار كرد . اما دانه ٔغلات حاوي مقادير بالاي بالاي نشاسته مي باشند . در ابتداي تغذيه با آنها با احتياط و دست كم هفته اي دو بار تغذيه شوند تا از مسموميت ناشي از آنها جلوگيري شود .
محققان به وضوح نشان داده اند كه تغذيه نشاسته (بصورت دانه هاي غلات )همراه با جيره هاي بر پايهٔكاه موجب كاهش ميزان گوارش سلولز (فيبر ) تا 50%ميشود . دامهايي كه فقط با كاه تغذيه شدند٬ در 6 هفتهٔابتدايي آزمايش تغيير وزني مشابهي با دامهايي داشتند كه همراه با كاه تا 40% كل جيره نشاستهٔ گندم دريافت ميكردند .
براي آنكه مقادير اقتصادي دانهٔ غلات توسط گوسفند استفاده شود بايد با افزودن مواد اضافي مقدار مصرف آن را محدود كرد . نشان داده شده كه مخلوط سنگ آهن با جو (در حالي كه 30 % جيره را تشكيل دهد)موجب محدود كردن مصرف جو تا 200 گرم در راس در هر روز ميشود . خوراندن چنين مخلوطي به ميشهاي آبستن در طول تابستان و پاييز موجب ثابت ماندن وضعيت آنها شده است .
البته به نظر ميرسد كه چند اشكال فني در مخلوط كردن سنگ آهك با جو وجود دارد . ماده ي خشك سنگ آهك بايد نسبتا پايين و ثابت باشد تا مخلوط به راحتي تشكيل شود .
همچنين سنگ آهگ ممكن است درون تانكهاي ذخيره يا هاپر سولفيد شود كه خود مستلزم صرف نيرو و كارگر براي شكستن آن است .
حالت سفت شدن همچنين ممكن است در لبه دهانه خوراك ريزها به وجود آيد كه بايد دست كم دوباره در هفته تميز شوند . اين مشكلات بايد در كنار مسائل مربوط به تجهيزات مخلوط كردن و تغذيه كردن مخلوط مورد توجه باشد .
لوپن :
دانه لوپن معمولا در مقادير مساوي به ازاي هر تن گرانتر از دانه غلات است ولي با افزايش دانسته هاي ما از ارزش اين مكمل غذايي به نظر مي آيد كه شايد حتي با قيمت بيشتر خريد اين خوراك از لحاظ اقتصلدي به صرفه باشد . اين دانه مقدار اندكي نشاسته دارد لذا موجب اسيدوز نمي شود . به همين دليل نيازي نيست كه فقط دوبار در هفته تغذيه شود .
به نظر ميرسد كه دست كم 6 هفته تغذيه با خوراك هاي حاوي نشاسته ي بالا مثل گندم و جو نياز است كه اين خوراكها بابازدهي مناسب توسط حيواناتي كه علوفه كم اهميت مي خورند مورد استفاده قرار مي گيرد . كيفيت يولاف بسته به محل كشت متغير است وميتواند عملكرد حيوان را بشدت تحت تاثير قرار دهد
تاثير اين خوراكها مكمل بر ميزان رشد پشم حيوان نيز بايد مورد توجه قرار گيرد .
لوپن پروتئين را همچون انرژي تامين ميكند .
كاه غني شده :
كاه عمل آوري شده يك جايگزين براي استفاده از دانه هاي مكمل يا بلوكهاي ليسيدني ٬ عمل آوري كاه كم كيفيت غلات است كه موجب افزايش گوارش پذيري آن ميشود .
در اين خصوص بايد هزينه هاي برداشت كاه ٬ بسته بندي و در كنار هزينه هاي ناشي از عمل آوري مورد توجه قرار گيرد . تغذيه با كاه عمل آوري شده همچنين متضمن استفاده از مقادير زياد خوراکها براي توليد جيره كامل مي باشد . مهمترين مزيت اين راهكار استفاده از مواد خام (كاه غلات )ارزان قيمت است و گوسفندان ‌‌‌‌در مراتع محدود شده افزايش مقدار خوراك مرتعي در ابتداي پاييز در پي خواهد داشت .
آ – آلكالاژ :
اين كارباافزودن هيدروكسيد سديم به كاه براي افزايش هضم پذيري آن انجام ميشود . در اين پروسه كاه بر روي هم انباشته ميشود يا در يك حفره سيلو مي گردد . سپس مخلوطهاي معدني بدان افزوده ميشود اين پروسه باعث افزايش هضم پذيري كاه ميشود كه هنگامي كه به گاوها داده شود٬ افزايش وزن بهتري در مقايسه با كاه ساده دارد . اگر چه هنگامي كه كاه آلكالاژ به گوسفند داده ميشود مقدار رشد متغير تر است .
ب – اوره :
روش دوم استفاده از اوره كه در بيشتر نقاط جهان انجام ميشود . اگر چه بر خلاف افزايش هضم پذيري بعد از عمل آوري ٬ عملكرد گوسفنداني كه كاه عمل آوري شده دريافت كردند به طور معني داري از آنهايي كه كاه ساده همراه با 250 گرم دانه لوپن دريافت كردند٬ كمتر بود .
نتيجه :
به نظر ميرسد دانه لوپن مناسبترين خوراك مکمل باشد ولی استفاده از آن محمدود است . وارد کردن خوراک باعث افزايش ريسك ناشي از تخم علف هاي هرز ميشود . پرورش دهندگاني كه خود يولاف و جو مي كارند ترجيح ميدهند كه هزينه هاي ناشی از حمل و نقل خريد لوپن را نداشته باشند .
نوع و مقدار خوراكهاي مكمل بر اساس خوراكهاي در دسترس وضعيت حيوان و اهداف پرورش متغيير است . نتايج مربوط به مقدار رشد پشم و تغير وزن با توجه به نوع و مقدار خوراكهاي مكمل و در سيستم هاي چراي مشابه٬ راهكارهايي براي پرورش دهندگان در جهت اتخاذ سياستهاي مديريتي بوجود مي آورد .
مترجم : فرزاد منوچهری
منبع: ژورنال کشاورزی غرب استرالیا نویسنده : J.B.Rowe
چاپ در: گاهنامه دانش دامپروری – کانون مدیران فنی دامپروری استان فارس

درباره نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل را به عدد وارد نمایید : * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

فهرست مطالب

آمار بازدید

رتبه سایت

دیگشنری